آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

144

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

شكسته‌بندى كه نوك آن چنگكى استوار كرده بودند داشت و در نهايت شگفتى ديدم كه با اسب بدون دشوارى از مقابل ما مىگذشت . شاه عباس بزرگ دستور داده بود كه دستها و پاهاى او را كه به خانه‌هاى مردم مىرفته و از زنان جوان آنها درخواست نزديكى مىكرده است قطع كنند و محل زخم را در كره آب شده داغ فروبرند ، پدر او از بزرگان و ثروتمندان سنگان بود و شاه به سبب داشتن شعور و فهم و هنر شاعرى و موسيقى كه باعث معروفيت او شده بود به اين شخص شديدا علاقمند بود . در مورد فرزندش نيز چند قطعه شعر پرمفهوم ساخته بود كه موجب شد دوباره مورد الطاف شاهانه قرار گيرد و حتى هدايائى نيز دريافت كند . در سنكان مورد پذيرائى دوستانه ميزبانان خود قرار گرفتيم و آنها ما را در اطاقهائى كه با قاليهاى زيبامفروش بود جاى دادند و مرا چون بيمار بودم بر تشكى ابريشمين خواباندند . سلطان كه مردى دوست‌داشتنى و باهوش و آگاه بود براى ديدن سفر آمد و پوزش خواست از اينكه شخصا براى استقبال از آنها نيامده بود ، زيرا هنگام فتح قلعه و استحكامات ايروان « 1 » شانه‌اش آسيب ديده و با اينكه بهبود يافته اخيرا دوباره شانه‌اش شكسته بود . وقتى كه سفرا پزشك و شكسته‌بند هيئت را براى معاينه و دادن دستورات پزشكى و دارو نزد او فرستادند ، از اين عمل بسيار خشنود شد بطوريكه همراه ميوه‌هاى بسيار خوشمزه ، آذوقه به مقدار دو برابر فرستاد . سنگان در گذشته گوياى شهرى آباد و پرنعمت بوده است ولى هجوم تيمور لنگ و ترك‌ها اين شهر را محدود و كوچك كرده است . در اين منطقه جز ريگ‌هاى سوزان كه بر روى آنها به طور پراكنده فقط بوته‌هاى خار روئيده بود چيزى ديده نمىشود . نيم مايل مانده به شهر در سوى راست بخشى از رشته كوه‌هاى تاروس از شمال به جنوب كشيده شده است كه به طرف كردستان « 2 » مىرود و كيدر

--> ( 1 ) - اصل : Eriwan ( 2 ) - Kurdistan